چه وقت زمان گفتگو در خصوص حقوق همجنسگرایان در کُردستان فرا می رسد؟

استاندارد

این ترجمه مصاحبه When will kurdish politicians talk officially about gay rights in Kurdistan?میباشد

بیگرد رضا فعال کُرد و نماینده  گی ها و ترانسجندرها و مهاجرین دوجنسگرا با خاستگاه اسلامی در یکی از بزرگترین سازمان های [مدافع حقوق LGBTها] در سکاندیناوی است.

مشکلاتی که مهاجران همجنسگرا پس از ورود به اروپا و به دلیل پیش زمینه مهاجرت با آنها مواجه می شوند چیست؟

این افراد برای اینکه [در جامعه] همانگونه که هستند پذیرفته شوند بسیار مبارزه میکنند، چرا که حتی خانواده هایشان نیز از پذیرفتن آنها همچون یک گی امتناع می کنند. بیش از همه این نوجوانان نسل سوم هستند که از این موضوع رنج میبرند. برای مثال به دلیل رایج بودن این باور که مسلمانان علیه همجنسگرایی هستند پذیرفته شدن یک گی با خاستگاهی اسلامی توسط دیگران در یک مدرسه بسیار نامحتمل است. این بزرگترین مشکل است، و قابل قبول نیست. در واقع مسئله همجنس گرایی در همه جوامع یهودی، مسیحی و حتی جوامع آتئیست با عدم پذیرش روبرو است.

وضعیت همجنسگرایی در جامعه کُردی چگونه است؟

من کُرد هستم و گی بودن هنوز یک مسئله بغرنج و بزرگی است [در جامعه]؛ اما نه به بغرنجی دیگر مناطق خاورمیانه. همجنسگرایی در دیگر نقاط خاورمیانه مشکلی بسیار بزرگتر از آنچه ما در کردستان شاهدیم است. اگر بخواهیم دیدگاه جامعه کُردی را در مورد همجنسگرایان بدانیم باید ماهیت جامعه کُردی را [بهتر] درک کنیم.

بسیاری از سیاستمداران برجسته کُرد نقش بسیار مهمی برای رسیدن به دمکراسی و حقوق بشر ایفا می کنند. والبته قشر سنتی تری نیز وجود دارد که از دیدگاه های محافظه کارانه در جامعه کُردی حمایت میکند؛ قشری که همیشه هم خیلی مترقی نیست. همانطور که میدانید میلیون ها کُرد در سراسرجهان زندگی میکنند.

البته باید گفت که آنچه که در جنبش سیاسی کُردستان در حال اتفاق افتادن است تاثیر مثبت بسیار زیاد و گسترده ای برجنبش دمکراسی خواهی و روند توسعه در خاورمیانه گذاشته است. این را هم باید اضافه کنم که جامعه کردستان نقش زنان را در جنبش سیاسی و دمکراتیک کُردستان پذیرفته است و موردی چون زنان مبارز در کوبانی را نمی توان در هیچ کجای خاورمیانه یافت.

شما به عنوان یک فعال در زمینه حقوق همجنسگرایان و زنان با چه مشکلاتی روبرو هستید؟

بسیار سخت است که سیاستمداران کُرد ملاقات کنم و بطور مستقیم با آنها در مورد همجنسگرایی بحث کنم. بسیار مهم است که قبل از ملاقات با آنها و طرح موضوع در مورد ذهنیت و سابقه شان مطالعاتی داشته باشم و اغلب [نظرشان] را به صورت غیر مستقیم جویا می شوم و باید بگویم که این مسئله دشوار نیست که ظرف چند دقیقه بحث و گفتگو از دیدگاه و نقطه نظراتشان حول [همجنسگرایی] اطلاع یابم.

آیا شما فکر میکنید که حکومت اقلیم کُردستان باید با ارائه برنامه های آموزشی نسبت به افزایش سطح آگاهی در مورد موضوع همجنسگرایی اقدام کند؟

جنگ این را سخت میکند. بسیاری از نمایندگان و سیاستمداران در دولت، باوجود واکنش مثبتشان نسبت به این موضوع میگویند باید تاپایان جنگ صبر کرد و سپس در مورد مسائل دیگر حرف بزنیم. که به اعتقاد من این طرز فکر درست نیست. اگر ما به قربانیان جنگ نگاه کنیم، آنها از اقلیت ها هستند. همجنسگرایان نیز همچون ایزدی ها، آشوری ها و یهودیان اقلیت هستند. ما باید برای حفاظت از آنها در طول جنگ فعالیت کنیم.

آیا شما موضوع همجنسگرایی را بصورت مستقیم در دولت اقلیم کُردستان مطرح کرده اید؟

همانطور که قبلا اشاره کردم، همجنسگرایی [در کُردستان] مسئله بزرگی نیست، با این حال هنوز به طور صریح نمیتوانیم در جامعه در مورد آن بحث کنیم. بنابراین من تلاش کردم تا بصورت غیر مستقیم این موضوع را مطرح کنم.

زنان هنوز حقوق جنسی شان را بطور کامل ندارند. نقش زنان فقط تولید مثل هست. بنابراین ما باید مطرح کردن این مسائل را از موضوع های کوچکتر آغاز کنیم. بعنوان مثال، مطرح کردن مسئله سقط جنین یکی از خط قرمزها است، که مردان زیادی ترجیح میدهند در موردش بحث نکنند. متاسفانه مباحث خاصی در جامعه ما وجود دارد که پیشرفت های مثبت در جامعه ما را به ورطه نابودی می کشاند.

ساده ترین مسئله عشق است که در بسیاری از بخش های جامعه ما به علت مسائلی همچون سن، فرقه، عشیره و آموزه هایی که با آن روبرو هستند مطرود است. تضاد مسئله در این است که عشق بیش از هر مسئله دیگری جامعه کردی را به خود مشغول کرده است. فیلم ها و اهنگ های کُردی مملو از داستان عشق های ممنوعه است. ما حتی رومئو و ژولیت کُردی داریم؛ ممو و زین. اما ما تنها میتوانیم این موضوع را در هنر مطرح کنیم و در سیاستمان نمیتوانیم از آن حرفی به زبان آوریم. من متوجه شده ام که دلیل اصلی تحمیل این همه رنج و بی عدالتی به جامعه ما ترسی است که به ما اجازه نمیدهد در مورد خواسته هایمان به صراحت و به طور مستقیم حرف بزنیم.

در کجای کُردستان اهتمام بیشتری برای گی ها  قائل هستند؟

کردستان ترکیه، شهر دیاربکر بهترین مکان برای همجنسگرایان است. سازماندهی خوبی در آنجا وجود دارد و سازمان های رسمی برای حفاظت از حقوق آنها ایجاد شده است. دلیل آن این است که ترکیه میخواهد به اتحادیه اروپا وارد شود و بنابراین به این مسائل توجه کردند. اما همانطور که ما دیدیم در سال گذشته رژه همجنسگرایان دراستانبول با خشونت دولت مواجه شد. گاز اشک آور زدند و با خشونت به آنها حمله شد. که نشان دهنده قدرت اسلام سیاسی در دولت ترکیه است؛ مسئله ای که به نوبه خود بر جنبش همجنسگرایان هم تاثیر میگذارد.

در کردستان عراق، من یکی از فعالین در شهر سلیمانیه را ملاقات کردم که کار فوق العاده ای در حوزه حقوق همجنسگرایان انجام داده بود، نه تنها در کُردستان بلکه در عراق، این چیزی است که کُردها در حوزه های دیگر انجام میدهند.

ما باید به کُردها بعنوان مردمی قابل اطمینان بنگریم و باید از سوی جامعه جهانی برای حفاظت از اقلیت ها در خاورمیانه مورد حمایت قرار بگیرند.

در مورد مسئله همجنسگرایان در کُردستان به سیاستمداران کُرد و حکومت اقلیم کُردستان چه میخواهید بگویید؟

برنامه من بازگشت به کُردستان است چرا که من برای جنگیدن این ملت در برابر داعش مدیون آنها هستم. کشور ما علی رغم اینکه کشوری کوچک است و هنوز دولت مستقلی ندارد با تروریسم میجنگد و درهایش را به روی پناهنده ها باز میکند. در شهرستان دهوک به تنهایی نیم میلیون مهاجر وجود دارد، [شما این تعداد را] مقایسه کنید با کشورهایی همچون نروژ که از پذیرش ۱۰ هزار نفر پناهنده در این سال امتناع کردند. این بسیار ضروری است که سازماندهی در کُردستان سامان داده شود و از آن دربرابر جنگ با داعش حمایت کنیم. من همچنین میخواهم پیامی برای سیاستمداران کُرد بفرستم و بگویم که بدون ترس  درمورد حقوق همجنسگرایان سخن بگویید و سطح آگاهی جمعی در جامعه کُردی درباره این موضوع را بالا ببرید.

کاپیتالیسم هر ناممکنی را ممکن میکند

استاندارد

نخست وزیر سوئد و یک سری از وزرای زن برای عقد قراردادهای اقتصادی به تهران سفر کردند . و مسلما مجبور شده اند که حجاب کنند. اما سفیر سوئد فکر بکری به سرش زده است ومراسم بستن قرارداد را در محل سکونتش برگزار کرده است و چون خاک کشوscreen-shot-2017-02-13-at-01-37-32ر سوئد محسوب میشود٬ زنان بدون حجاب در این مراسم شرکت کرده اند و مردان دولتی نیز در این مراسم حضور داشتند.
در این میان کمپین هایی مثل آزادی های یواشکی و صفحاتی همچون فمینیسم روزمره  پست های و تبریکاتی نوشتند و این را کاری درست در جهت منافع زنان کرده اند و حتی از این استقبال کرده اند که چرا مسابقات ورزشی همچون شطرنج در منزل سفرا و سفارتها برگزار نمیشود تا زنان بتوانند بدون حجاب شرکت کنند و کسی مجبور به حجاب نشود.
در فیس بوک این را نوشتم
درست زمانی که فمینیست های سوئدی برای بستن چند قرارداد اقتصادی حقوق اولیه خود و زنان را درانتخاب پوشش زیر پا گذاشتند و حجاب برسرکردند, مشخص است که طرف مقابل نیز برای خوش آمدو از دست نرفتن قراردادهایش زنان سوئدی را این بار بدون حجاب در مهمانی میپذیرند. در اینکه این مهم دستاوردی بزرگ برای کمپین های فکاهی همچون » آزادیهای یواشکی» است تردیدی نیست . چرا که چنین کمپین های با باصطلاح تئوریسین هایش سقف مطالباتشان معمولا یواشکی است کَه با روسری ,گَه بی روسری!
نه عزیزان فمینیست, این دستاوردی برای جنبش زنان ایران نیست تنها مسئله ای که در این عکس ها میتوان یافت کاپیتالیسم است که هر ناممکنی را میتواند ممکن کند . تا آنجایی که مردان عباپوش با زنان بدون روسری در قلب تهران در یک قاب تانگو برقصند؛ لاکن به شرط منافع اقتصادی .

این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی برای منافعش قید و بندهایش را شل میکند در سال ۹۲ در زمان انتخابات ریاست جمهوری نیز سفارت ها و کنسولگری های جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف این امکان را برای زنان مهیا نمودند که بدون حجاب بتوانند رای دهند . هرچند سفارت و کنسولگری جزئی از خاک آن کشور محسوب میشوند و باید تابع قوانین جمهوری اسلامی اما بعضی وقتها میشود سکوت کرد بعضب وقتها قرار دادهای اقتصادی و انتخابات ناممکن را ممکن میکنند.

حق گرفتنی است

استاندارد

۱۰ سال پیش بود که با کمپین یک میلیون امضا آشنا شدم وسریعا جذبش شدم و  شروع به جمع کردن امضا کردم  طبیعتا خانواده و اطرافیان دم دست ترین گزینه ها بودند.  تعدادی امضا کردند تعدادی هم مخالفت کردند . خاله یکی از مخالف ها بود شاید هم میترسید امضا کند چون کار دولتی داشت. دختر خاله بزرگ همان سالها ازدواج کرد متاسفانه زندگی اش دوامی نیاورد و بعد از ۱ سال جدا شدند. تازه مشکلات خاله و خانواده اش شروع شد اینها طلاق میخواستند و پسر تمکین میخواست بالاخره به هر زوری بود با پول و رشوه و آشنا پیدا کردن طلاق دختر خاله را گرفتند. دختر خاله کوچک چند روز پیش ازدواج کرد . از هنگامی که بحث ازدواج مطرح شد گفت مهریه نمیخواهم ولی شروط ضمن عقد رو میگیرم . خاله اینبار مخالفتی نکرد به دختر گفت باید حقت رو بگیری . او هم طعم نابرابری را چشید اینبار خودش پیش قدم شد و نگذاشت قانون ناعادلانه تصمیم گیرنده زندگی دخترانش باشد.

بدنتان را به حال خود رها کنید

استاندارد

میگوید نمیدانم چرا زنها اینقدر احمقانه برخورد میکنند؟ خسته نمیشوند اینقدر در خودشون تغییر ایجاد میکنند به کجا میخواهند برسند؟
این حرف ها زن عطاری است که در یکی از شهرهای بزرگ مغازه دارد.
یک روز می آیند میگویند گیاهی نیست پستان هایمان بزرگ شود شوهرم گفته است باید ۸۵ باشد شبیه بازیگر های فیلم سوپر. روز بعد می آیند میگویند  فلان جا خوانده ایم که اگر فلان گیاه رو به باسنمان بمالیم برجسته میشود.هر روز تعداد زیادی از مشتریانم زنان جوانی هستند که دنبال گیاهی هستند که واژنشان را تنگ کند یا هرچیزی که تغییری در آنها ایجاد کند.
چند روز مشتریانی که دنبال گیاهی به نام ماریان بودند زیاد شده بود پرسیدم برای چی میخواهید  گفتند در تلگرام خوانده اند که این گیاه را درون واژن بگذاری بسیار تنگ میشود و همسرم خواسته انجامش دهم . هرچه برایشان علمی توضیح میدهم خانم عزیز تو که زایمان طبیعی نکردی  و واژن بعد از مدتی خودش ماهیچه هاش سفت تر میشود اما به گوششان نمی رود .مشتری آمد پرسید خانم گیاه ماریان دارید ؟ گفتم برای چی میخواهید گفتscreen-shot-2016-10-31-at-22-40-07 برای خانمم گفتم خانمتون زایمان طبیعی کرده ؟ گفت : نه  گفتم چند مدت است ازدواج کردی گفت ۶ ماه خانه دار هستیم کاسه صبرم لبریز شده بود گفتم آقا خجالت بکش  مگر زن عروسک هست هرروز یک ماجرا سرش در می آورید یک روز بزرگ کن یک روز کوچک کن یک روز شل کن یک روز سفت کن . چرا اینقدر کالایی به زن نگاه میکنید . زن شما اگر واژنش اندازه سوراخ سوزن هم باشد بازهم شما دلتان تنگ تر میخواهد برای اینکه ذهن هرزه ای دارید برای اینکه زنان رو فقط سوراخ میبنید به جای تنگ کردن سوراخ زنت فکری برای عقل خودت  بکن . مرد گفت خانمم خودش میخواد گفتم خوب اگر اینقدر حساسی خودت کاری کن تا کلفت تر شود چرا هی اون بدبخت رو اذیت میکنی . مرد سکوت کرد مغازه پر از مشتری بود چند زن دیگر آمده بودند ماریان بگیرند . پرسیدم کاری دارید گفتم ماهم ماریان میخواهیم . گفتم شما کاری دیگری و فکرو ذکر دیگری بجز شل کن و سفت کن واژن ندارید . اصلا اسم آخرین کتابی که خواندیدد رو یادتان می آید ؟! اخرین فیلم خوبی که دیدید چه بود؟ آخرین بار کی برای خودتون وقت گذاشتید که یکم به خودتون فکر کنید فکر کنید این همه سال کجا دنیا رو گرفتید ؟ خسته نشدید اینقدر بزرگ کردید و گوجک کردید و تنگ کردید شل کردید . خسته نشدید از این روزمرگی و بطالت به جای اینکه همش فکر و ذکرتان بدنتان باشد کمی به فکر مغزتان باشید  بدن زیبا ولی بی عقل هیچ ارزشی ندارید یک عروسک هست که روزی تکراری میشوند . مشتری ها سکوت کردند و رفتند و من ماندم با یک عالمه فکر که واقعا ما کجای دنیا هستیم .

اوگفت

استاندارد

همکار نروژی میگفت فکر نکن مردای ما از اول اینجوری بودن  . پدر من دقیقا شبیه مردهای شرقی بود فقط پول می آورد براش مهم نبود چه وضعیتی در خانواده است و مادرم سرپرست همه چی بود. دهه ۷۰ بود که جدی شروع کردن به تغییر دادن مردها یادگرفتن درکارهای خونه کمک کنن و زنها هم بیشتر شاغل شدند به یکباره الگوی مرد مسئول خانواده عوض شد کم کم مردانی با کالسکه و نوزاد بدست از خونه در اومدن . دیگه مردان رو میدیدی که در فروشگاه ها با دقت جزئیات روپوشک ها و شیرخشک ها رو میخونن . پسر بچه ها هم عادت کردند دیگه شبیه بابابزرگ نبودند اونها باباشون رو الگو قرار داده بودند اینطوری شد که الان میبینی .

کریسه سنتر چگونه به شما کمک میکند؟

استاندارد

امروز به طور اتفاقی با دختری ایرانی آشنا شدم که ۴ سال در نروژ زندگی میکند در میان حرف زدن ها گفت که میخواهد طلاق بگیرد و بارها مورد خشونت قرار گرفته ولی نمیدونسته دقیقا باید چیکار بکند و به دلیل ارتباط کمی که با جامعه ایرانیان مقیم نروژ داره کمکی دریافت نکرده. به نظرم رسید چندمطلب اینجا در مورد مراکز بحران و چگونگی مراحل طلاق در نروژ بنویسم .شاید کمکی برای کسی باشد.

خشونت خانگی چیست ؟
شما اولین زنی نیستید که در دنیا به او  خشونت میشود و آخرین هم نخواهید بود خوشبختانه در نروژ زندگی میکنید کشوری که به کشور زنان معروف است پس جای ترسی وجود ندارد.
خشونت خانگی به معنی رفتار خشونت آمیز و سلطه گرانه یک عضو خانواده  علیه عضو یا اعضای دیگر همان خانواده است. خشونت از سوی شوهران به همسرانشان یکی از رایج ترین خشونت های خانگی است . در هر۱۸ ثانیه یک زن در دنیا مورد خشونت قرار میگرد. خشونت خانگی انواع مختلفی دارد :
۱. خشونت فیزیکی : شامل هرگونه  کتک زدن شکنجه و آسیب بدنی است
۲.خشونت روانی : فحاشی ٬ بددهنی ٬ توهین و تحقیر
۳خشونت جنسی : داشتن رابطه جنسی که به خواست همسر (زن ) نباشد یا هرگونه رابطه جنسی نامتعارف
۴. خشونت محرومیت و محدود کننده : ایزوله کردن همسر از اجتماع ٬ منع ارتباط با خانواده و آشنایان
۵.خشونت اقتصادی : منع کردن از اشتغال و کنترل مالی

خشونت در زمانی خاصی اتفاق نمی افتد و نیاز به زمان و مکان خاصی ندارد اما در کشورهایی زنان وضعیت بهتری دارند معمولا این خشونت در منزل اتفاق میافتد .
اگر در معرض خشونت هستید باید چند نکته رو به خاطر داشته باشید .
۱. شماره پلیس 112 و Krisesenter ( مرکز بحران ) در استان محل اقامتتان را  در گوشی همراهتون  ذخیره داشته باشید
۲. مدارک ضروری همچون شناسنامه ٬کارت اقامت٬ پاسپورت همیشه همراهتون باشه
۳. همیشه مقداری پول پس انداز داشته باشید
۴. با آشنایی در مورد وضعیتون صحبت کنید و ازش بخواهید در صورت نیاز به کمکتون بیاد
۵. اگر در معرض خشونت خانگی قرار گرفتیداز همسایه ها کمک بخواهید در نروژ خشونت خانگی موضوع خانوادگی و خصوصی نیست .

Krisesenter( مرکز بحران ) چیست ؟
کریسه سنتر مرکزی ست برای کمک به شما هنگامی که در معرض خشونت از سوی همسر ٬ پارتنر و خانواده هستید . در این مراکز به شما خدماتی از قبیل ؛ مشاوره (حقوقی ) ٬ وکیل رایگان ٬ سکونت موقت و … داده میشود .
خدمات این مراکز رایگان هستند و در تمام استان ها کشور نروژ این خدمات وجود دارد. دراین مراکز تمام کارمندان وظیفه رازداری ( Taushetsplikt) دارندپس ترس از این نداشته باشید که اطلاعاتی از شما به بیرون درز میکند یا به همسر شما اطلاع میدهند. در این مراکز هدف » کمک برای کمک به خود «است . به زنان اعتماد به نفس و سلامت اجتماعی و امنیت را بازمیگردانند.
متاسفانه در بین خارجیها مقیم نروژ کریسه سنتر وجهه خوبی ندارد و اطلاع دقیقی در موردش نمیدهند پس به افسانه ها و گفته های دیگران اعتنایی نکنید .
برای رفتن به کریسه سنتر نیاز به پول ندارید . اگر بیکار هستید از زمانی که وارد کریسه سنتر میشوید میتوانید درخواست کمک مالی از سوسیال بکنید.
باید بدانید کریسه سنتر تنها مرکزی برای زنان نیست بلکه این مرکز حامی مردان هم هست و مردان نیز میتوانند از خدمات آن استفاده کنند.
خدمات کریسه سنتر موقت است و در شرایط معمولی شما حداکثر ۳ ماه میتوانید در انجا اقامت داشته باشید پس از آن با کمک کریسه سنتر و ناو برای شما محلی برای اقامت دائم در نظر گرفته میشود .
در بعضی از استان ها هزینه خوراک و مایحتاج روزانه به عهده کریسه سنتر است ولی در بعضی استان ها برای خوراک باید خودتان هزینه کنید. کریسه سنتر برای خرید سیگار و مشروب هیچ کمکی نمیکند و هزینه ای ست که باید خودتان بپردازید.
شماره ی کریسه سنتردر استان های مختلف:
                                                                                                                       Krisesenter vest IKS

Avd. Stord
Tlf: 53 41 12 12
P.b. 125, 5401 Stord
E-post: post@krisesenteretstord.no

Avd. Haugesund
Tlf: 52 72 98 84
P.b. 495, 5501 Haugesund
E-post: maylise@haugesundkrisesenter.no
Webside: www.krisesentervest.no

Alta krisesenter
Tlf: 78 43 46 93
Pb 2035, 9507 Alta
E-post: post@altakrise.no
Webside: www.altakrise.no

Kongsberg Krisesenter
Telefon: 32 73 64 00
Landstad gate 16, 3616 Kongsberg
E-post: post@kongsbergkrise.no
http://www.kongsbergkrisesenter.no

Krisesenteret for kvinner i Bergen
Tlf: 55 31 50 50
Postboks 2343, 5828 Bergen
E-post: krise-fk@online.no
Webside: www.bergenkrisesenter.no

Drammen interkommunale krisesenter, Betzy krisesenter
Tlf: 32 83 03 46
Engene 1, 3008 Drammen
E-mail: info@betzykrisesenter.no
Webside: www.betzykrisesenter.no

Krise- og incestsenteret i Fredrikstad 
Tlf: 69 95 55 60
Pb 515, 1612 Fredrikstad
e-post: krisesenteret.fredrikstad@blaakors.no
Webside: http://www.blaakors.no

Gjøvik krisesenter
Tlf: 61 17 55 60
Pb 772, 2815 Gjøvik
E-post: krise-ig@online.no
Webside: www.krisesenteret-gjovik.no

Indre-Østfold krisesenter IKS
Tlf: 69 89 45 69
Pb 301, 1851 Mysen
E-mail: postmaster@indreostfoldkrisesenter.no
Webside: www.indreostfoldkrisesenter.no

Krisesenteret i Midt-Troms
Tlf: 77 84 52 60
Postboks 349
9305 Finnsnes
E-post: post@krisesenteretmidt-troms.no
Webside: www.krisesenteretmidt-troms.no

Helgeland krisesenter
Tlf: 75 17 36 99
Pb 306, 8651 Mosjøen
E-post: Mosjoen.Krisesenter@vefsn.kommune.no
Webside: www.mosjoenkrisesenter.no

Krisesenteret i Moss IKS
Tlf: 69 25 05 50
Pb 2093, 1521 Moss
E-post: post@krisesenteret-moss.no
Webside: www.mosskrisesenter.no

Narvik og omegn krisesenter
Tlf: 76 95 73 39
Postboks 66, 8513 Ankenesstrand
E-post: evastr@krisesenternarvik.com
Webside: www.narvikkrisesenter.no

Nord-Trøndelag krisesenter
Tlf: 74 07 77 10
Pb 47, 7651 Verdal
E-post: krverdal@online.no
Webside: www.krisesenteret-nt.no

Orkdal og omegn krisesenter
Tlf: 72 48 24 10
Pb 116, 7321 Fannrem
E-post: krisesenteretorkdal@outlook.com

Oslo krisesenter
Tlf: 22 48 03 80/22 48 03 82
Pb 7055 St. Olavs plass, 0130 Oslo
E-post: postmaster@oslokrisesenter.no
Webside: www.oslokrisesenter.no

Romerike krisesenter
Tlf: 63 81 41 78
Pb 57, 2001 Lillestrøm
E-post: post@rkrise.no
Webside: www.rkrise.no 

Krisesenteret i Salten
Tlf: 75 55 58 90
Pb 388, 8001 Bodø
E-post: krisesenteret@bodo.kommune.no
Webside: www.krisesenteret-bodo.no

Samisk krise-og incestsenter
Tlf: 78 46 70 88
Postboks 97, 9730 Karasjok
E-post: krisesenteret@karasjok.kommune.no

Krisesenteret i Sogn og Fjordane
Tlf: 57 74 36 00
Pb 188, 6901 Florø
E-post: post@krisesenteret.sf.no
Webside www.krisesenteret.sf.no

Sør-Helgeland krisesenter
Tlf: 75 02 17 11
Pb 288, 8901 Brønnøysund
E-post: krisesen@online.no
Webside: www.shkrisesenter.no

Krisesenteret Tromsø og omegn
Tlf: 77 61 10 60
Pb 860, 9259 Tromsø
E-post: krisesenteret@tromso.online.no
Webside: www.tromsokrisesenter.no

Trondheim krisesenter
Tlf: 73 52 34 20
Postboks 80, 7400 Trondheim
E-post: krisesenteret.trondheim@trondheim.kommune.no
Webside: www.krisesenter.net

Krisesenter vest IKS
Stord:
Tlf: 53 41 12 12
P.b. 126, 5401 Stord
Haugesund:
Tlf: 52 72 98 84
P.b 495, 5501 Haugesund

Stiftelsen Vest- Agder krisesenter
Tlf: 38 10 22 00
Pb 434, 4664 Kristiansand
E-post: vest-agder@krisesenteret.com

Vest-Finnmark krisesenter
Tlf: 78 41 30 18
Pb 124, 9615 Hammerfest
E-mail: post@vestkris.no
Webside: www.hammerfestkrisesenter.no

Vestfold krisesenter
Tlf: 33 35 91 91
Postboks 335, 3101 Tønsberg
E-post: post@skiv.no
Webside: www.krisenett.no

Østre-Agder krisesenter
Tlf: 37 02 33 44
Postboks 780, Stoa, 4809 Arendal
E-post: krisesenteret@krisesenteret.no
Webside: http://www.krisesenteret.no/

چراخواندن نامه های فروغ به ابراهیم گلستان زجرم میدهد؟

استاندارد

اخیرا مجموعه ای از نامه های منتشر نشده ای از عاشقانه های فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان منتشر شده است. نامه هایی که هر از چند گاهی یکی و یا شماری از آنان را بر صفحه یکی از دوستان فیسبوکیم می بینم، با این حال هر بار که یکی از این نامه ها را می بینم از درون فرو می ریزم، برخلاف دیگران دلم برای این عاشقانه ها نه که هیچ قنج نمی رود بلکه درد غریبی را بهمراه می آورد که از سال ها پیش برایم باز مانده و با هر کلمه و سطر این نامه ها به دلم چنگ می زند … ۱۵ ساله بیشتر نداشتم که یک روز تلفن زنگ زد و از آنسوی خط تلفن زنی به مادرم میگفت که پدرم دیروز ناهار را با زن دیگری در فلان رستوران خورده است. از آن روز زندگی باثبات ما رنگ دیگری به خود گرفت، هرروز دعوا و بحث و هزارمشکل دیگر و سهم ما از این میان تنها گریه بود و بس. بابا از عشق تازه اش میگفت و هرروز به بهانه ای میخواست مامان را از سرخودش باز کند. تمام آن سالها بغضی خفه در گلویم داشتم و سالها سکوت کردیم. مامان آبرو داری کرد و ما سکوت کردیم سکوت کردیم سکوت و هرکه از این رابطه سخنی می گفت ما در مقابلش بر دیوار کتمان می کوبیدیم. دختری نوجوان بودم که باید برای پدرم آبرو داری میکردم و هرکه هرچه میگفت از نیش و کنایه ها گرفته تا سرکوفت را باید رد میکردم و خم به ابرو نمی آوردم. مامان اینجور یاد داده بود که سرت را بالا بگیر و کتمان کن، ولی این تنها کتمان واقعیت بود. من صدای دعواهای مامان و بابا را میشنیدم که چگونه بابا از عشق تازه آمده اش برای مامان تعریف میکرد و مامان ثانیه به ثانیه خرد میشد. سال ها از آن ماجرا گذشته و عشق بابا هم یک کلاهبردار از آب درآمد که هر آنچه بابا داشت را بالاکشید و رفت. مامان این سالها جنگید و نگذاشت بابا زمین بیافتد و سرش را بالا گرفت کسب و کار خودش را به راه انداخت و توانست دوباره زندگی را بسازد . ۱۵ سال از آن سالها گذشته باشد با این حال هنوز آن روزهای پر از بغض و آه را با همه جزئیات به یاد دارم. من خودم را در این رابطه جای فخری گلستان میگذارم و اصلا برایم مهم نیست که معشوقه شوهرش فروغ فرخزاد است و همسرش هم ابراهیم گلستان. من درد فخری گلستان را میفهمم، میدانم در ته دلش چه دردی داشته. یک جایی خوانده بودم که کاوه گلستان گفته که انقدر از رابطه پدرم و فروغ نگویید مادرم زجر میکشد (ار صحت و سقمش خبر ندارم) . نامه های فروغ به ابراهیم گلستان با همه عاشقانه هایش جذاب نیست با هر جمله اش درد میکشم. من میفهمم وقتی میگویند این یک رابطه دوستانه بوده است یعنی چه. من میفهمم این کتمان کردن از کجا می آید. من خوب میفهمم.

پ.ن: سالها دیگر برایم مهم نیست دیگران چه میخواهند فکر کنند براحتی از خیانت بابا حرف میزنم .